چتا -98 - | ابزار چت روم | CHATA - 98
مرجع کد های چت روم
تاریخ : یک شنبه 18 بهمن 1394
نویسنده : tarah
تاریخ : 18 بهمن 1394
نویسنده : tarah


یه قانون نانوشته تو کتاب من هست که میگه هیچوخ برنده اونی نیست که بازی میکنه همیشه برنده کسیه که بازی میده...

از بی خوابی چشمام باز نمیشن...

این پست بروزرسانی میشه تو روزای آتی حتما ، کلی حرف دارم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : 18 بهمن 1394
نویسنده : tarah

 

سلام.. قبلا که فعال بودم برنامه ریزیم دقیق بود ! قرار بود هر هفته کتاب معرفی کنم و ....

در حال حاضر بشخصه اوضاع جالبی از لحاظ روحی ندارم ... اما کتابی که در حال خوندنشم

جدا از داستان تلخش تا منتشر شدنش این کتاب منو غرقِ خودش کرده طوری که نمیتونم توصیفش کنم بهیچ وجه ! فقط میتونم بگم جزء کتابهایی که آدم باید قبل مرگشون بخونش

" اتحادیه ابلهان "

داستان انتشار اتحادیه‌ی ابلهان نوشته‌ی جان کندی تول داستان غریبی است. جان کندی کتاب را در سی سالگی نوشت و بعد از اینکه هیچ ناشری زیر بار چاپ آن نرفت به زندگی خود پایان داد. مادرش یازده سال تلاش کرد تا بالاخره دانشگاه لوییزیانا راضی به انتشار کتاب شد. کتاب به محض انتشار غوغا به پا کرد و همان سال - 1981 - جایزه پولیتزر را ربود. شاید بتوان محبوبیت کتاب را با ناطور دشت سلینجر مقایسه کرد. ایگنیشس جی رایلی، قهرمان داستان، یک متخصص قرون وسطا است که تمام دنیا را از دریچه‌ی کتاب تسلای فلسفه‌ی بوئتیوس، فیلسوف قرون وسطایی، می بیند. تمام زندگی اش فلسفه بافی است و انزجار از جامعه‌ی آمریکا. او که یک دن کیشوت امروزی است، وادار می شود از خلوت خود بیرون بیاید و با جامعه ای که از آن متنفر است روبه‌رو شود و به شیوه‌ی دیوانه‌وار خود با آن بستیزد. بسیاری از منتقدان، اتحادیه ابلهان را بزرگ‌ترین رمان کمدی قرن می‌دانند. رمان اتحادیه‌ی ابلهان توسط پیمان خاکسار به فارسی ترجمه شده و نشر چشمه آنرا منتشر کرده است.

(توضیحی مختصر کپی شده از تایم)

پ.ن : هیچ فایل رایگان چی.دی.اف از این کتاب پیدا نکردم خودمم نسخه چاپیشو دارم بیست و پنج هزار تومنه اما می ارزه خریدنش و خوندنش

پ.ن2 : بعضی وقتا که دارم میخونمش یدفه کلی فک میکنم جان کندی تول تو چه حالی داشت این کتابو مینوشت ؟ چرا خودکشی کرد... ، چرا نه ایستاد پای حقش کسی که قدرت بیانش انقد قوی و عالیه...

امیدوارم خوشتون بیاد بهرحال


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : 18 بهمن 1394
نویسنده : tarah
 

داشتم به این دقت میکردم که از بیستم مرداد تا الان چیکار میکردم...

داشتم به این دقت میکردم که از بیستم مرداد تا الان چیکار میکردم...

عنوان وب ربطی به چیزی که میخوام بنویسم فک نمیکنم داشته باشه بجز در حد یک جمله
 که اونم اینه دقیقا زمانی که من دیگه میخوام از بلاگفا خدافظی کنم هرجور شده خودشو درست میکنه که جلومو بگیره ! یکم برا خودم غیرمعقوله هرچند شاید خیلی مسخره باشه !

ادامه مطلب پرحرفی...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : 18 بهمن 1394
نویسنده : tarah


و من سرشار از حماقت های خودآگاهی که  از نفرتی نهفته از خودم به گردن ناخودآگاهیم انداختم تا راهی واسه آزار دادن و مجازات کردن خودم پیدا کنم...


میبینم صورتمو تو آینه با لبی خسته میپرسم از خودم : این غریبه کیه از من چی میخواد ؟

اون به من یا من به اون خیره شدم...

اون به من یا من به اون ...؟

چه اهمیتی داره اصلا ؟!

اصلا اهمیتی داره برام ؟! اصلا اهمیتی دارم براش ؟!

ما دوتا خیلی وقته باهم به مشکل خوردیم ! من و منه درونم .. شاید بهتر باشه بگم ما چنتا ، منو شخصیتم منو وجدانم منو افکارم منو اخلاقم منو کودکه درونم منو قلبم منو ...

پر حرفی ادامه مطلب..


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آخرین مطالب

/
کدها و ابزار های کاربردی برای شما